
مصاحبه اختصاصی نشریه آوای هجرت با:
استاد امین الله معتصم
استاد دانشگاه و مسئول انجمن فرهنگیاخلاق و معرفت هرات
عبدالناصر امینی
اشاره: انجمن اخلاق ومعرفت نهاد اجتماعی فرهنگی _ تربیتی غیروابسته ومستقلی است كه درسال 1381 درهرات به وسیله جمعی از علما ،اساتید دانشگاه ، معلمین ومحصلین و افراد خیر و روشنفکرجامعه تاسیس شد است.
هدف از ایجاداین نهاد، ترویج مفاهیم اصیل اسلامی، خرافات زدایی، مقابله باچالشهای فكری وفرهنگی منحط معاصر، وبه صورت كلی احیای فریضۀ امربه معروف ونهی ازمنكر و پیشبرد دعوت الی الله ،ازطریق برنامۀ منظم و مبنای قاعدۀ قرآنی «ادع الی سبیل ربك باالحكمة والموعظه الحسنة» میباشد.
انجمن مصمم است این وجیبۀ مقدس را با اتكا به قرآن وسنت نبوی وسیرۀ سلف صالح وبا استفاده ازتجارب ارزندۀ دعوتگران مسلمان دراقصی نقاط جهان ، به پیش برد و دراین راه می كوشد تا افراد متخصص ومومن و توانمند را دربسترخودبه صورتی شایسته تربیت وآماده نموده وبا اصلاح فرد، خانواده واجتماع به نشردعوت الی الله واصلاح درسطوح مختلف جامعه مبادرت ورزد.
با در نظر گرفتن خدمات ارزنده این انجمن برآن شدیم تا با مسئول این انجمن برادر بزرگوار امین الله معتصم مصاحبه ای تدارك داده شود، تا آشنایی بیشتر با ایشان، برنامه های شان و اوضاع فكری و فرهنگی كشورحاصل شود. سطوری را كه پیش رو دارید حاصل این گفتگو می باشد.
ابتدا خود را معرفی نموده (زادگاه، تحصیلات، فعالیتهای دوران تحصیل) وبفرمائید فعلاً مصروف به چه کارهایی هستید.
اینجانب امین الله معتصم در سال 1353 در قریة زمان آباد ولسوالی انجیل ولایت هرات متولد شدم؛ درسهای ابتدایی را در مكتب شهید دشتی، دورة متوسطه را در مكتب خواجه محمد تاكی، دورة لیسه را در مدرسه جامع و دورة لیسانس را در فاكولتة شرعیات پوهنتون كابل سپری نمودم و در سال 1376 از پوهنتون كابل فارغ التحصیل شده و در سال 1377 موفق به حفظ كامل قرآن كریم گردیدم. دروس دینی را كه ابتدا نزد پدركلانم در خانه آغاز كرده بودم همزمان با درسهای رسمی ادامه میدادم و پیش علمای برجستة هرات از جملة مولوی سراجالدین صاحب فقیه، مولوی محمدعندلیب صاحب ، مولوی نورالحق صاحب سبزواری و... تعقیب نمودم تا بالآخره در سال 1378 به توفیق الله متعال موفق شدم دورة تفسیر و حدیث شریف را در شهر پیشاور پاكستان و نزد یكی از علماء ربانی آن دیار مرحوم مولانا گوهر رحمان صاحب به اتمام برسانم.
سالهای 1379 و 1380 در مدرسة امام ابوحنیفه رح به حیث معلم ایفای وظیفه میكردم و از سال 1381 تا به حال به حیث استاد در پوهنحئی شرعیات پوهنتون هرات مشغول تدریس میباشم. و از سال 1381 كه «انجمن اخلاق و معرفت» (دفتر ساحوی جمعیت اصلاح و انكشاف اجتماعی افغانستان) توسط بنده و عدهیی از دوستانم در شهر هرات آغاز به فعالیت كرد همیشه در كنار برادران بودم و حدود سه سال است كه به حیث مسؤول عمومی انجمن در این نهاد دینی ـ فرهنگی كار میكنم.
فعالیتهای فرهنگی مراکز اسلامی رادر افغانستان چگونه ارزیابی می کنید؟
با تأسف باید عرض كنم كه مراكز اسلامی كه به معنای واقعی كلمه در افغانستان فعالیتهای دینی داشته باشند بسیار اندك است، اما رویهمرفته بیداری اسلامی و توجه به مزایای اسلام، الحمد لله در میان اقشار مختلف جامعة ما رو به فزونی نهاده، مساجد، مدارس، نهادهای كه صبغة دینی دارند و حتی آموزشگاهها سعی میكنند با زنده كردن شعایر اسلامی و پیدا كردن صحیحترین روش تمسك به اسلام به پروردگار خود تقرب جویند كه این چیز میتواند مایة امیدواری ما به آیندة دینداری در كشور باشد. اما فعالیتهای فرهنگی در اكثر مراكز فوق الذكر باز هم كمتر به مشاهده میرسد چون باور به پخش و نشر دین و ادای مسؤولیت ایمانی از طریق كار فرهنگی در این كشور هنوز نهادینه نشده است.
باتوجه به سیطره همه جانبه غرب بر مراکز مهم فرهنگی و نیز نظام های آموزشی وتربیتی چه راه حلی برای نجات نسل کنونی ونسل های آینده پیشنهاد می کنید؟
طبعاً غربیها از حضور در افغانستان اهدافی دارند كه برای دستیافتن به آن همة تلاشهای خود را به خرج میدهند، اما بنده به این باورم كه مردم آهسته آهسته بیدار میشوند و حالا مقابله با تهاجم فرهنگ غرب در میان مردم آگاه و چیزفهم ما یك مسأله شده است، بنابراین جمعشدن همة افراد دلسوز و گروههای غیروابسته دور یك محور دینی ـ ملی یگانه گزینهیی است كه میتواند ملت ما را از این مرحلة حساس عبور دهد و تضمینی باشد برای وقایع از توطئههایی كه در كمین ملت رنج دیدة ما تدارك دیده میشود. ما بحمدالله محوریت مستحكمی داریم و همین محوریت همیشه ملت ما را در مقابل تهاجم نظامی استعمارگران به پیروزی حتمی رسانده است، و حالا كه روی سكه عوض شده است اگر ملت ما بتواند در میدان مبارزة فرهنگی دور همین محور جمع شود پیروزی بر توطئههای دشمنان دور از دسترس نخواهد بود؛ احساس من این است كه ملت دارد اولین قدمهایش را به سوی چنین تجربهیی بر میدارد.
در دانشگاههای افغانستان به آموزههای دینی تاچه حد اهمیت داده می شود؟
ببینید دانشگاههای دولتی در افغانستان زیر سلطة وزارت تحصیلات عالی است و كسانی كه در دانشگاهها تدریس میكنند و یا میآموزند آحاد ملتاند، بنابراین مسأله اهمیت دادن به آموزههای دینی باید از دو بُعد مورد بررسی قرار گیرد. تا جایی كه به وزارت تحصیلات عالی مربوط است. ما بعد از روی كار آمدن نظام جدید در افغانستان شاهد تحولی بزرگ در مضامین و مواد درسی نیستیم كه از روی آن میزان اهمیت دادن به مسائل دینی را حدس بزنیم به جز این كه مضمون ثقافت اسلامی كه در گذشته به همه صنوف و در هفته دو ساعت در هر صنف تدریس میشد از سال 1382 تا به حال همیشه دستخوش دگرگونی بوده و تا حال چندین مرتبه از طریق مكاتب وزارت تحصیلات عالی كم و زیاد شده است. برداشت هر انسان عاقلی از این مسأله این خواهد بود كه بودن و نبودن مضمونی به نام ثقافت اسلامی مورد توجه عدهیی از چوكینشینان هست و روی آن برنامهریزی میشود.
چیز دیگری كه مربوط به وزارت تحصیلات عالی میشود اغفال آشكار و نادیدهگرفتن حدود و مرزهای شریعت اسلامی در داخل دانشگاهها است، بارزترین مثال این ادعا حضور خانمها با قیافه و لباسی است كه در هیچ قرائت دینی مجوزی برای آن نمیتوان یافت. ولی وزارت تحصیلات عالی به این مسأله كوچكترین توجهی نمیكند و حتا شواهدی هست كه برای انتشار این وضعیت برنامهریزی میشود.
ولی تا جایی كه مربوط به استادان و محصلان دانشگاه میشود باز هم بگوییم علاقهمندی به مسائل دینی الحمدلله نسبت به گذشته زیادتر شده و روز به روز بیشر میشود و حتی در مقابل پدیدههای غیر دینی احیاناً عكسالعملهایی نشان داده میشود كه طبعاً كافی نیست.
جهت ایجادوحدت بین دو قشردانشگاهی وعلمای دینی چه راهکارهای عملی را توصیه می کنید؟
فكر میكنم میان علماء دین و دانشگاهیان در كشورما شكاف نمایانی نیست كه ما بخواهیم برای پركردن آن راهكار ارائه دهیم، متأسفانه ما مشكلات بزرگتری داریم، پارچه پارچه شدن ملت به نام حزب، گروه قوم، نژاد، زبان و... پدیدهیی است كه همیشه دشمنان ما از آن بهره گرفتهاند و همین اكنون نیز بُِِرندهترین سلاحی است كه با آن رگ و ریشه ما را میزنند، اگر خداوند متعال به همة فرهنگیان مان اعم از علماء و دانشگاهیان توفیق دهد كه خود را از آلوده شدن به چنین گرایشهای نامیمون پاكسازی كنند و در جهت آگاهی و بیداری ملت متحدانه بكوشند و تعالیم دین مبین اسلام را فراه روی خود قرار دهند كارآیی كه از چنین كسانی توقع میرود به دست خواهد آمد و وحدت مطلوب ایجاد خواهد شد.
بهترین راه جلب اعتماد مردم افغانستان و خدمت صادقانه در جهت دعوت اسلامی کدام است؟
بهترین راه همان است كه خداوند متعال فرموده «واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا...» باید همه كسانی كه دَم از خدمت و اصلاح میزنند به قانون خدا متوسل شوند و همة شعارها و قوانین و تجارب ناقص بشر را كنار بگذارند و با رفتن به دنبال این و آن خود و ملت خود را تباه نكنند. حالا وقت آن رسیده است كه شخصیتهای آگاه این مرزوبوم به خود آیند و به یقین بدانند كه هیچ چیز جز پیروی از قانون و شریعت الله و تسلیم شدن مطلق به احكام خداوند آنان را به جای نخواهد رساند، ما در سه دهة اخیر هم دستاوردهای قوانین شرقی را تجربه نمودیم و هم دستاوردهای قوانین غربی را ولی هر دو جز رنج و زحمت ارمغانی برای ما نداشت...
آیا علما، متفکران وفرهنگیان افغانستان باهمدیگر ارتباط وهماهنگی دارند؟ و آیا نیازی به برگزاری نشتها وکنفرانسها دراین زمینه نیست؟
جواب این سوال اگر مثبت و یا منفی باشد در هر دوصورت نسبی خواهد بود، اما آنچه مسلم است این است كه چون ما اعم از عالم، متفكر و فرهنگی همه مسلمانیم ارتباط مطلوب و پیوندی كه خدا ما را به آن مأمور نموده است در میان ما وجود ندارد و همة ما شب و روز چوب نافرمانی از اوامر خدا را میخوریم و متأسفانه اكثریت به دنبال راه چارهیی میروند كه خود سرابی بیش نیست. و اما برگزاری جلسات و كنفرانسهای هدفمند شاید بتواند در متحد كردن ملت نقش مؤثری ایفا كند ولی یگانه راه نیست...
چگونه می توان به جامعه افغانی و خصوصاً قشر دانشگاهی و تحصیل کرده این اطمینان رابرسانیم که دین مبین اسلام همگام باپیشرفت های زمانه جوابگوی مسائل آنها است و با پیشرفت وترقی در زمینه علوم و فن آوری مخالفت ندارد و تشویق می نماید؟
دین مبین اسلام از طرف خالق همة كائنات به انسان هدیه شده است، مسلماً هرچه را انسانها كشف كنند مواد اولیة آن را خدا در طبیعت خلق كرده است، بناء تمام دستآوردهای انسان خواسته و ناخواسته در خدمت دین الهی قرار میگیرد؛ مردم ما امروزه بیش از هر زمان دیگر این فرصت را دارند كه در مورد خوبیهای اسلام معلومات به دست آورند، چون اینترنت این محصول پیشرفتهای انسانی میتواند به سهولت بهترین اطلاعات را در زمینههای مختلف به دسترس همگان قرار دهد و اسلام با منطق برتری كه دارد به خوبی توانسته این وسیله را برای پخش و نشر تعالیم خود استخدام كند. خوشبختانه در كشور ما (جمعیت اصلاح و انكشاف اجتماعی افغانستان) نهاد دینی-فرهنگی كه بندهنیز یكی از خدمتگذاران آن میباشم در اكثر شهرهای افغانستان فعالیت دارد و عدهیی از مردمان مخلص اعم از زن، مرد، علماء، دانشگاهیان، تجار، كسبهكاران و.... را از اقوام مختلف كشور دور محور خود جمع نموده كه عملاً برای ایجاد اصلاحات همهجانبه فعالیت مینمایند و اعضای آن معتقداند كه: «إِنَّ اللَّهَ لَا یغَیرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یغَیرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ» (الرعد11)
با تشكر از اینكه در این مصاحبه شركت نمودید.