خداوند متعال همه آن بزرگواران را قرين رحمت قرار دهد و ما را نيز توفيق دهد تا از آثار گرانقدرشان بهرهمند شويم.
دوران فراگيري علم و دانش
وي در هفت سالگي به حفظ قرآن عظيم موفق گرديد و نخستين دروس ادب فارسي و عربي را از عموي خويش، داعي بزرگ، حضرت مولانا محمد الياس کاندهلوي فرا گرفت. سپس همراه با پدر بزرگوارش به «سهارنپور» رخت سفر بسته به دانشگاه ديني مظاهرالعلوم پيوست و در دوران تحصيل در آن جامعه، از محضر محدث کبير علامه خليل احمد سهارنپوري استفاده برد و صحيح بخاري و سنن ترمذي را از ايشان فرا گرفت و همچنين از محضر پدر بزرگوار خويش که در آن جامعه، مدرس حديث بود نيز بهره گرفت.
و پس از آنکه در همان جامعه فارغالتحصيل شد، همانجا بعنوان مدرس تعيين گرديد؛ در حاليکه کوچکترينِ اساتيد در آن دوران بود. مدتي نگذشت که رياست مدرسين را عهدهدار گرديد. بزرگترين غم و انديشه ايشان حديث شريف بود و بنابر رغبتي که نسبت به حديث داشت بالاترين آرزويش بود، به گونهاي که پس از مدتي به آرزويش دست يافت و بالاخره به «شيخالحديث» معروف گرديد ايشان در جامعه مظاهرالعلوم کتب مرجع حديث را تدريس نمود و بيشتر به تدريس (سنن ابيداود) (و صحيح بخاري) اشتغال داشت و با وجود ضعف بينايي و هجوم بيماري تا مدت مديدي اين برنامه را ادامه داد، تا اينکه رياست تدريس حديث شريف، به ايشان محول گرديد.
سفرهاي مولانا
بيش از يکبار به حج و عمره مشرّف گرديد. نخستين بار در سفر حج با استاد خود محدث علامه خليل احمد سهارنپوري، صاحب «بذل المجهود في حل أبيداود» (در سال 1344 هجري) که در همين سفر تحرير کتاب ارزشمند و معروف خويش «أوجز المسالک إلي موطأ مالک» را آغاز نمود؛ در حالي که عمر ايشان بيست و نه سال بود. پس از آن باز به سوي اين اماکن روحافزا و متبرک رخت سفر بست و چند سال قبل از وفات، بهطور مهاجر از هند به سوي مدينه منوره (على منورها الصلوة والسلام) شتافت و در آنجا رحل اقامت افکنده همسايه مسجد رسولالله -صلى الله عليه وسلم- گرديد و همواره به ذکر و عبادت، ارشاد و موعظه ميپرداخت، و يکي از بزرگترين اهداف و آرزوهاي ايشان آن که دين اسلام و علوم اسلامي در بلاد مغرب نشر و اشاعه شوند و بر همين اساس شاگردانش را به شهرها و کشورهاي مختلف اروپا و آمريکا و کانادا ميفرستاد که در آن سرزمينها مراکز ديني و مدارس را تأسيس و پايهگذاري نمايند و خود ايشان نيز با وجود کهنسالي و بيماري بيش از يکبار به انگلستان و آفريقا سفر نمود.
استادان و مشايخ ايشان
1ـ محدث کبير علامه خليل احمد سهارنپوري (متوفاي 1346 هجري) که از بزرگترين مشايخ ايشان بود و مدت قابل ملاحظهاي را تحت نظر ايشان گذراند و همچنين در تأليف کتاب «بذل المجهود في حل سنن ابيداود»، ايشان را ياري و مساعدت نمود.
2ـ داعي بزرگِ عصرِ حاضر، مصلح کبير، مولانا محمدالياس کاندهلوي (ت 1363 هجري) احياکنندة نهضت دعوت و تبليغ و عموي مؤلف کتاب.
3ـ پدر ايشان مولانا محمد يحيى کاندهلوي (متوفاي 1334 هجري).
4ـ علامه مولانا عبداللطيف برقاصوي.
5ـ مولانا عبدالوحيد سنبلي.
شاگردان ايشان
رويآوري طلاب به سوي ايشان از تمام جهان بسيار بود و شاگردان و کساني که از ايشان بهرهمند گرديدند بيش از حد شمار بود که در اينجا به ذکر عدهاي بسنده خواهم کرد:
1ـ علامه محدث مولانا محمديوسف متالا که حامل رايت حديث و روايت است و بنيانگذار دارالعلوم العربيه الاسلاميه انگلستان نيز ميباشد.
2ـ علامه بزرگ مولانا مفتي محمد عاشق الهي (متوفاي 1422 هجري) مفتي حنفيه در مدينه منوره.
3ـ حضرت مولانا مفتي محمود حسن گنگوهي (متوفاي 1417 هجري) مفتي اعظم سابق هند.
4ـ محدث بزرگ مولانا محمديونس جونفوري شيخالحديث فعلي جامعه مظاهرالعلوم سهارنپور.
5ـ حضرت مولانا محمدهاشم جوغواري حفظهالله استاد حديث شريف در دارالعلوم انگلستان.
6ـ حضرت مولانا محمد طلحه کاندهلوي حفظهالله (فرزند مؤلف و رئيس جامعه مظاهرالعلوم هند).
7ـ علامه محدث شيخ محمد عوامه حفظهالله (حلبي سپس مهاجر مدينه منوره و محدث آن).
صفات و اخلاق ايشان
مولانا محمد زکريا (رحمه الله) چهارشانه، خوشسيما، سفيدرنگ، پرنشاط، سبکروح، پر اشک بودند که هرگاه از اخبار حضرت رسولالله -صلى الله عليه وسلم- و اصحاب کرام يا اولياء بيان ميشد ديدگانش بسيار اشکبار ميگشت، بسيار عبادت ميکرد و همواره با مراکز ديني در ارتباط بود به جماعتهاي دعوت و تبليغ بسيار ارج مينهاد، بر اوقاتش بسيار پايبند بود و همچنين در زمينه مطالعه و تأليف قدمي بلند داشت.
تأليفات
از دوران تحصيل به مطالعه و تأليف مشغول گرديد و از نخستين کارهاي تصنيفي ايشان «شرح ألفيه ابن مالک» ميباشد که هنوز به چاپ نرسيده است. و مهمترين تأليفات ايشان از اين قرارند:
1ـ أوجز المسالک إلي موطأ الإمام مالک (در پانزده جلد).
2ـ لامع الدراري علي جامع البخاري (تعليقات ايشان است بر دروسي که از علامه رشيد احمد گنگوهي بر بخاري فرا گرفت)، (در 10 جلد).
3ـ الکوکب الدرري علي جامعالترمذي، تعليقات ايشان بر دروس حضرت مولانا رشيد احمد گنگوهي (در چهار جلد).
4ـ الأبواب و التراجم (في الجامع الصحيح للإمام البخاري) (در سه جلد).
5ـ حجة الوداع و عمرات النبي -صلى الله عليه وسلم-.
6ـ فضايل اعمال.
7ـ وجوب إعفاء اللحية. (کتابي که ترجمه آن را در دست داريد).
8ـ أسباب سعادة المسلمين وشقائهم.
9ـ شرح الشمائل المحمدية، امام ترمذي (به زبانهاي عربي و اردو).
10ـ فضايل صدقات.
وفات
حضرت شيخالحديث (رحمه الله) همواره آرزو داشت و دعا ميکرد که در جوار حضرت رسولالله -صلى الله عليه وسلم- روحش به ملکوت اعلي بپيوندد و در قبرستان بقيع در کنار صحابه و اهل بيت او را جايي ميسر گردد. خداوند -عزوجل- نيز ايشان را به آرزويش رسانده در آخر ماه رجب (1402 هجري) به ديار باقي شتافت؛ جمع عظيم و خلق بسياري در تشييع جنازه ايشان شرکت نمودند به گونهاي که چنين جمع بزرگي را براي وفات عالمي کمتر ديده بودند و در محدوده اهل بيت کرام و در کنار شيخ و استاد خود حضرت مولانا خليل احمد سهارنپوري به خاک سپرده شد. (رحمه الله تعالى وأجزل مثوبته وأسکنه فسيح جنانه).